تبليغاتX
خنده و گریه

خنده و گریه

 

 

آرشيو مطالب
تیر 1388
خرداد 1388

 

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  
 

با عرض معذرت

بینندگان وبلاگ با عرض معذرت چون که من اینترنت ندارم فعلا این وباگ آپ نمی شود

البته شاید دو تا پست از کافی نت زدم

سه شنبه 1388/04/23 |

 
 

مبارکه , ادامه ...

۱ - مبارکه

روز پدر بر همه پدر های خوب جهان مبارک باد.

همچنین ولادت امیرالمومنین علی(ع) را به مسلمانان

 جهان تبریک می گویم.

۲ - ادامه

خب...! فعلا جنگ من و آریان ادامه داره. هرچند که به توصیه خیلی ها باید ولش کنم. ولی این محصول کشت سه سال کرم های خود است. فعلا هم که وبلاگش در دست من خواهد بود.

دیروز از طرف مدرسه رفته بودیم استخر. آریان خان هم حضور داشتند. خب طبق معمول کرم های خود رو پیاده کردن ولی برای من مهم نیست. این چیز ها توی استخر کاملا عادیه. ولی خب منو یاد دشت بهشت انداخت. اون جا آریان با سه تا از بچه ها کاری کرد که واقعا زشت و بی ادبی بود. خب شاید خودتون حدس زده باشین اون مایو ....!

دور از ادبه که اینجا بگم ولی خب بد نبود که بعضی ها آریان رو بهتر بشناسن. هرچند که بچه های کلاس بعد از مساله استخر دشت بهشت براش یه جشن پتوی حسابی گرفتن.

تا آپ بعدی.

بای 

دوشنبه 1388/04/15 |

 
 

بعضیا چی فکر می کنن؟؟؟؟

سلام

امروز می خوام یه چیزی بنویسم که شاید خیلیاتون خوشتون نیاد ولی واقعا ...

بعضیا چی فکر می کن؟؟؟؟؟؟

دیشب با دو تا از بچه های مدرسه رفتیم پارک خانواده. ( آریان ( دفتر انشا ) و امیر) . منم رکاب دوچرخم خراب شده بود و درست بشو نبود. خلاصه آریان گفت بریم گیم نت. منم گفتم آخه من چه جوری بیام؟؟؟؟؟ هر دوتاییشون گفتن ما کمکت می کنیم دوچرخه رو ببری خونه. منم که هیچ وقت پیشنهد گیم نت رو رد نکرده بدم گفم پا باشم چون اونا گفته بود رفتم. رفتیم گیم نت  ساعت ۹/۳۰ بود که اومدیم بیرون. اونجا من گفتم بیاین بریم دوچرخه رو بذاریم خونمون که امیر گفت نمیام. آریان گفت بیا تا یه جا بریم بقیش سر پایینیه بدون رکاب می تونه بره. ما سه تایی راه افتادیم . من و امیر داشتیم صحبت می کردیم که یهو برگشتیم و دیدیم آریان نیست. در اصل پیچونده بود. امیر با خنده گفت برم ببینم کجا رفت. اونم رفت و دیگه برنگشت. گوشی هاشون هم جواب نمیدادن.منبدبخت هم ۱۰ شب خیابون سر بالایی رو با اون دوچرخه رفتم و بعدش هم به سرپایینی رسیدم اونقدر تاریک و ترسناک بود که تا خونه گرخیدم. به خصوص خرابه های داخل کوچه تصویر خوبی تو ذهن آدم به وجود نمی آورد. خلاصه ما خسته و کوفته رسیدیم خونه و یه نظر نه چندان مودبانه واسه این دوتا گذاشتیم. (شما به جای من بودید به غیر از این نمی ذاشتین) بعد تازه ایشون مدعی شدن تو یه پست و می گن که نمی دونن با کی پدر کشتگی داشتن. خیلی جالبه. شما قضاوت کنید . کدوم بدتره؟؟؟ پیچیده شدن تو ساعت ده شب یا داشتن دست های مثل آریان و امیر؟؟

برای همینه که همیشه تاکید داشتم که دوست های خود را بشناسید.

حداقل من که دو تا از بهترین دشمن هام رو شناختم.

اول از همه بدونین که مشکلش ترس بود و شب ادراری هاش . دوما ما میخواستیم آدم شه چون هنوز بچس. سوما آقای سپهر IP کامپوترت رو در آوردم. تا بدبخت نشدی زودتر پسوورد رو بده . منم بهت اعتماد کرده بودم که پسوورد رو دادم بهت. اگه راست میگی اینو یه پست کن همه ببینن.(آریان جمشیدی)

هر کاری کردم از دزدی بهتر بوده.(آریان جمشیدی)

اول از همه این که من خودم گفتم که ترسیدم و لازم نبود شما مشکل منو بگی. مشکل نفس کار بود که شما کلا آدم نیستین. حالا خوبه که ما شب ادراری داریم مثل شما نیستیم بیست و چهار ساعته شب و روز!!! بچه هم اونه که بچه بازی در میاره و بعدش هم فکر می کنه خیلی باحاله. بعدش هم برو ببینم با IP من می خوای چی کار کنی.تا اینجا که هیچ کاری نتونستی بکنی مستر آریان!! بگو ببینم شوهرخالت می خواد باIP من چی کار کنه!!  یادته منم سال پیش اعتماد کردم و پسوورد رو بهت دادم؟؟؟ تو چی کار کردی؟؟؟ دو روز هک بودم. حالا هم وقت تلافیه. دیدی که اینم یه پست کردم و جواب خضعبلاتت رو دادم.

بعد هم آقای آریان فکر کرده من یه خرم و می خواد با یه ایمیل منو نابود کنه!!!

مخاطب مطالب پایین پست جناب آریان جمشیدیه که با وبلاگ هک شده به هر کاری و بی ادبی ای متوسل شده!!!!

بعد هم اونقدر خنگه که نمی دونه وقتی تو اون بخش بلاگفا که می زنی پسوورد رو فراموش کردی پسوورد رو به ایمیلت می فرسته.!!!!!

بعد هم ایشون دنبال دردسره. اصلا هم نمی خواد کوتاه بیاد. همه کار هم با همه ی کنه (هک وبلاگ و سرکار گذاشتن و ...) ولی هیچکس نباید لی لی به لالای ایشون بذاره.

پنجشنبه 1388/04/11 |

 
 

یه توضیح کوتاه , ایران , گریه , کنکور

سلااااام

چطورین؟؟؟؟؟

امروز بازم با یه چهار  مطلبی اومدم .

چه خبر از تابستون؟؟؟

امیدوارم به همتون خوش بگذره!

۱ - یه توضیح کوتاه

من اول یه توضیح کوتاه بدم. من ممکنه چند روز برام کار پیش بیاد برای همین نتونم بیام و پست بزنم و برای همین با یه سه مطلبی جبران می کنم. که امروز با چهار مطلبی اومدم. خب امروز انگار خیلی می خوام سرتون رو درد بیارم نه؟؟؟

۲ - ایران

تو ایران چه خبره؟ من اصلا نمی خوام تو سیاست وارد بشم ولی هر کی هر چقدر هم که دوری کنه دیگه نمی تونه کر و کور  باشه که!!! جوونامون دارن از دست می رن!

اول فکر می کردم من خیلی بی رحمم که بی تفاوت از کنارش می گذشتم. ولی الان می بینم خیلی خیلی بی رحم بودم.

اما مردم ایران روشنفکرن ( ۰.۰۰۰۰۱ درصدشون ) بالاخره همه چیز درست می شه.

تلویزیون ایران هم که پرونده انتخابات را مختومه و محمود احمدی نژاد را رئیس جمهور اعلام کرد.

در هر حال از دست ما کار زیادی بر نمیاد. پس بهتره از سیاست گذریم ...!!

۳ - گریه

مایکل جکسون هم که مرد!!! روحش به ملکوت اعلا پیوست!!! روحش شاد !!!

مایکل جکسون خواننده پاپ معروف در سن ۵۰ سالگی سکته قلبی کرد و مرد!!!! او بیش از ۱۲۵۴۰ بار مورد عمل جراحی قرار گرفته بود و از سیاه پوستی به سفید پوستی تغییر قیافه داده بود.

حالا بیچاره رو بعد از مرگ هم دارن جراحی می کنن. او برای دومین بار مورد کالبد شکافی قرار گرفت.باباش هم که گفته مراسمش باید خیلی خوب باشه. در هر حال به خاطرش یه دقیقه ....

.

.

برقصیم

۴ - کنکور

این پنجشنبه ای هم که اومد و رفت هم که جوونای ایرانی رفتن کنکور دادن و ایشالا موفق شده باشن. بیچاره پشت کنکوریا !!! بیچاره اونا که صبح آزمون خواب موندن !!! بیچاره اونا که کلی خوندن و سر آزمون همه چی از مخشون پرید !!!!

تا آپ بعدی

بای

 

سه شنبه 1388/04/09 |

 
 

فیلم در ایران = تکرار

خب شاید خودتون هم دیده باشین که با اومدن تابستون فیلم های سینمایی شبکه های سیما شروع شده. البته شاید هم ندیده باشین ولی در هر حال من دیدم.

 تا این جا حدود ۱۰ تا۱۵ تا فیلم نشون داده که من یه نفر فقط یکیشون رو ندیده بودم (از تیلیو (تلویزیون)) که صد در صد اون یکی رو هم وقتی داده بوده خونه نبودم یا یه جا دیگه رو می دیدم.

شبکه دو هم که بای شکستن رکورد نشون دادن فیلم ها تکراری فیلم سه قسمتی ارباب حلقه ها رو برای ۹۹۹ بار پخش کرد و با پخش دوباره آن که صد در صد نشان خواهد داد به رکورد ۱۰۰۰ رسیده و اسمش در کتاب رکورد های گینس ثبت می شود.

همچنین انتظار می رود که فیلم دو قسمتی اودیسه که تا کنون ۹۹۰ بار پخش شده است در ده سال آینده پخش شده و رکورد جدیدی را به ثبت برساند.

شاید شنیده باشین که به یکی می گن با تکرار یه جمله بساز می گه دیشب تلویزیون یه فیلم سینمایی داشت.

اما خب برای چی؟؟؟ چرا؟؟؟ چرا ایران اینطوریه؟؟؟ خب تا یه فیلم رو بیان و ببینن و تایید کنن و اسلامی باشه و بخرن و بعد بیاد تو ایران ...! حالا سانسور کنن و دوبله کنن یه دو سه سالی طول می کشه. پس نباید انتظار داشت تلویزیون ایران یه فیلم سال ۲۰۰۹ نشون بده. (هر چند در کمال تعجب تو عید این کار رو کرد)

عید امسال که در کمال ناباوری فیلم ها جدید بودند. ببینیم تابستون رو چی کار می کنن. تا این جا که هیچ...! حالا تا بعد...!

نظر ........نظر؟؟؟؟؟نظر!!!!!!!نظر

سه شنبه 1388/04/02 |

 
 

تابستون !!!!!!!!!

چییییییییییییییییییی بگم ؟

بگم خوشحالم؟؟؟؟ بگم ناراحتم؟؟؟؟ یا بگم چیز نگم؟؟؟؟ یا نگم چیزی بگم؟؟؟؟ اصلا می خواید هیچی نگم؟؟؟؟ اما اگه هیچی نگم چطوری می تونم بگم چی می خوام بگم؟؟؟؟ اصلا بیخیل بابا اومدم یه حرف فلسفی بزنم ولی انگار از ما ساخته نیست.

خب خودتون چطورید؟؟؟ ولی از شوخی گذشته باید خوشحال بود یا ناراحت؟؟؟؟ تابستون از امروز به عنوان اول تیر رسما شروع شده و تفریح و بازی و بیکاری. خوبه یا بد؟

توی مدرسه با بچه ها بودن و خوش گذشتن خوب بود یا الان تقریبا جدایی؟؟

آیا شادی در کنار هم بودن تو مدرسه ُ دوستی ها و دعوا ها ارزش تحمل درس ها یا شاید لذت بردن از درس ها را داشت؟

اصلا کی یادشه چطور نه ماه مدرسه گذشت؟ کی یادشه توی لحظه لحظه های اون چی کار کردیم؟

این سه ماه هم می گذره! چشم بر هم زدیم که سه ماه اول سال رفت.

زمان چه زود می گذرد.....!

شما چطور ؟؟؟ خوشحالید ؟؟ ناراحتید؟؟

نظر خود را بیان کنید.

دوشنبه 1388/04/01 |

 
 

دوست؟؟ دشمن ؟؟

لا لا .. لا لا .. بخواب دنیا خسیسه                واسه کمتر کسی خوب مینویسه

یکی لبهاش تو خواب هم غرق خنده است       یکی چشماش تو خواب هم خیسه خیسه

ّلا لا لا لا نخواب سودی نداره                       همون بهتر که بشماری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه                 که ماه غصه اش نشه تنها بيداره 

« مریم حیدرزاده »

خیلی دنیای نامردی ای شده. نمی تونی به هیچکس اعتماد کنی. دوست به دوست خیانت می کنه و البته دشمن به دشمن.  هرچند که دیگه تشخیص دوست از دشمن خیلی سخت شده. در حد دقت یک تار مو. کسی که فکر می کنی دوستته دشمن از آب درمیاد.

 الان صد در صد ذهنتون به سمت دوستاتون رفت. حتما با خودتون می گید که اون عمرا به من خیانت کنه یا با من دشمنه کنه ولی در مواقع خاصی باید دوستان را امتحان کرد. نگران نباشید که موقعیتش را پیش بیاورید. روزی خودش می آید.

 و اما دشمن بد به روز گرگ خیابان نیفتد . اما یک چیز بدتر از آن است. دوستی با دشمنی با شما دوست شده باشد. در این حالت شما بدترین دشمنتان را نزدیک خود نگه می دارید در حالی که دشمنان شناخته شده تان را از خود دور نگه می داری.

و اما بشنوید از من یک توصیه. : " هیچگاه به هیچ کس اطمینان نکنید حتی به بهترین دوستتان.

به امید روزی که تمام حسد ها ُ دشمنی ها و ... از بین بروند.

نظر خود را بیان کنید.

یکشنبه 1388/03/31 |

 
 

شرمنده " خداحافظ " معرفی

۱ - شرمنده

دوباره خیلی خیلی معذرت می خوام از این که چهار پنج روز مطلب نذاشتم. این چند روز می رفتم مدرسه و اونجا کلی کار می کردم و وقتی برمی گشتم اونقدر خسته بودم که تا ساعت هفت می خوابیدم و بعدش هم که خب آدم بی کار نیست.

۲ - خداحافظ

ایران هم که با مساوی نامتعادل خودش با کره جنوبی و صدالبته با بازی نسبتا خوبی که ارائه داد و با مساوی کره شمالی و عربستان دیگر رنگ جام جهانی را تا چهار سال بعد نخواهد دید.

با  این دو تساوی در روز آخر بازی های مقدماتی جام جهانی در آسیا ایران در گروه۱ چهارم شد و عربستان که سوم شده برای بازی پلی آف به دیدار بحرین رفته و در صورت برد با نیوزلند بازی میکند.

در هر صورت مربی گری افشین قطبی ستودنیست که در ۳ بازی که دوتای آن ها در خانه حریف بود ۵ امتیاز کسب کرده است و به از علی دایی است که در ۵ بازی ۶ امتیاز کسب کرده !!!!

اگر آن باخت شرمنده کننده در مقابل عربستان نبود الان ما بودیم که صعود می کردیم. حالا هم که کار از کار گذشته و دیگر کاری نمی شود کرد.

۳ -معرفی

چند تا سایت هم می خواستم معرفی کنم برای علاقه مندان مختلف :

۱ - برای علاقه مندان به بازی های آنلاین تحت شبکه یا تحت وب :

ایکاریام که در آن شما صاحب یک شهر هستید و می جنگید و تجارت می کنید.

تراویان که در آن شما صاحب یک دهکده هستید و می جنگید و تجارت می کنید.

هت تریک که در آن شما صاحب یک تیم فوتبال بوده و بازیکن خرید و فروش و ترکیب می چینید و ... .

قابل توجه است که این سایت ها زیاد هستند و تنها سایت های بالا هستند که فارسی هستند.

۲ - برای علاقه مندان به کتاب ها از هر نوعی :

لیست معتبر ترین کتابخانه های مجازی و فروشگاه های کتاب 

کتابخانه کتاب های الکترونیک بزرگ و جامع قفسه

بانک جامع کتاب های الکترونیکی

پایگاه دریافت کتب الکترونیکی

کتابخانه الکترونکی بزرگ بوکفا

نظر یادتون نره.

 

جمعه 1388/03/29 |

 
 

عذرخواهی " شادی " دوباره؟

۱-عذرخواهی

ببخشید که سه روز نتونستم مطلب بذارم چون رفته بودیم شمال و اونجا هم امکانات این را نداشتم که برایتان مطلب بذارم و هر چه سعی کردم نشد.

۲ - شادی

و اما ایران بالاخره تونست با نتیجه ۱-۰ امارات را شکست دهد و ما را بیش از این ناامید نسازد.

چهارشنبه شب ایران توانست امارات را شکست و ملت ایران را خوشحال سازد. در این بازی همانطور که قطبی اظهار داشت تیم ملی تیم دیگری بود که تا به حال ایران به خود ندیده بود.

هرچند ایران خوب بازی می کند ولی نمی تواند ضربه نهایی را بزند و گل کند. در هر حال ایران با درخشش بازیکنانش و الالخصوص علی کریمی تونست یک برد را برای خود رقم بزند.

 قطبی هم که در صحبت های خود گفته بود : " ایران از زمین و هوا حمله می کند " به قول خود عمل کرده و ترکوند.

۳ - دوباره ؟

و اما موضوع آخر این مطلب شاید که حدس زده باشید از عنوان آن معلوم است. محمود احمدی نژاد با تعداد آرای قاطع ۶۲٪ توانست ریاست جمهوری خود را به مدت چهار سال تمدید کند. و دیگر کاندیدا ها نیز با آرای ۳۵٪ " ۲٪ " ۰.۹٪ به ترتیب برای آقایان موسوی و رضایی و کهروبی طرفداران خود را ناامید ساختند.

در هر حال آقای احمدی نژاد انتخاب شده و باید دید که در چهار سال بعد چه می کند. با این که در تاریخ ایران تا به حال نرخ تورم به ۲۵٪ نرسیده بود و در دوران آقای احمدی نژاد رسید ولی ایشان قول داده اند که تورم یک رقمی شود.

از دست ما هم که کاری بر نمی آید و آقای احمدی نژاد انتخاب شده اند. فقط خدا بر چهار سال ریاست جمهوری پیش روی ایشان ناظر و شاهد باشد.

از این که این مطلب طولانی شد ببخشید چون سه مطلب در یک مطلب بود.

نظر دهید.

شنبه 1388/03/23 |

 
 

نقطه سر خط.

ای بابا ...! امروز رسما مدرسه ها تموم شد.ما هم به سلامتی دوره راهنمایی رو تموم کردیم. امروز با این که همه فکر می کردیم که روز آزادی و چه روز خوبیه ولی خب روز جدایی زیادم جالب نیست. هرچند که سال بعد همه تو این مدرسه ایم ولی احتمالا کلاسامون عوض می شه. 

امروز همه حال و هوای خاصی داشتیم یا حداقل می تونم بگم من داشتم. باورم نمی شد که آخرین روزه که همه با هم جمعیم و میخندیم و ...

اصلا باورم نمی شد که چه زود تموم شد. به قول یکی از بچه ها " چه زود دیر می شود"!! نمی تونم باور کنم که چه جوری دبستان رد شد و راهنمایی رد شد و ... فردا هم زندگی رد میشه!

۸ سال از عمر تحصیلیمون گذشت و فرصت نکردیم بفهمیم چی شد؟ کی روز اول دبستان رو یادشه؟ و حالا اینجا هستیم ...! من در آخر راهنمایی و هرکس در آخر سال تحصیلی خود!!

امروز سعی کردم تمام چیز هایی رو می بینم به خاطرم بسپارم. معلوم نیست این لحظه ها دوباره پیش بیاد و اگر هم پیش بیاد از دید من جور دیگه ایه. دبیرستان ....!!!

وقتی فکر می کنم که آخرین روز رفت و آخرین دیدار ها بود ناراحت می شم. ولی چه می شود کرد؟ تقدیر این است و هر کس مسیر خود را خواهد طی کرد ...!

در هر حال باید خود را برای سال بعد آماد کرد البته بعد از سه ماه تفریح ...!

نظر بدهید.

سه شنبه 1388/03/19 |

 
 

بحث داغ این روزها

این روز ها اونقدر اتفاقات جالب در باب انتخابات داره می افته که دیگه تو یه مطلب نمی شه دربارۀ وقایع این روزها نوشت. دیگه تقریبا غیر ممکنه که هرجا میری حرف از انتخابات نباشه و از این بحث های سیاسی نشنوی! بخصوص با این مناظره ها...!

بحث این مناظره ها از اون موقع شروع شد که آقای احمدی نژاد توی مناظره کل جمهوری ایران رو بردن زیر سوال و به آقای موسوی توهین کردند. که البته بعد از آن ازدحام های زیادی بعد از مناظره جلوی درب صدا و سیما و تقاضای افراد مورد خطاب واقع شده از ریاست صدا و سیما برای جوابگویی قبل از انتخابات و رد تقاضا صورت گرفت.

گویا آقای احمدی نژاد دیگه همه چی رو گذاشته کنار و هر چی دلش می خواد میگه.در مناظره با آقای کهروبی هم که با آمار های متناقض ظاهر شدند.

اما بالاخره آقای موسوی ساکت نشستند و در مناظره با آقای کهروبی افشاگری هایی کردند و آمار های آقای احمدی نژاد را دروغین خوانده و معترض شدند. ایشان که از مناظره با آقای احمدی نژاد مثل شیر خفته ای شده بودند که بیدار و عصبانی شده بود همچنان در مناظره با آقای رضایی متنی را خواندند که بر شوق هوادارانش افزود و در مناظره با آقای کهروبی آب پاکی را روی دست مخالفان خود ریخته و پته آقای احمدی نژاد را ریختند روی آب.

در این میان تقریبا کم حاشیه ترین فرد محسن رضایی بوده است که با تمام کاندیدا ها خوب عمل کرده تا ببینیم که امشب احمدی نژاد با او خوب تا می کند یا نه...؟؟!!

بحث شبکۀ ‌بی بی سی هم که بعد از مناظره داغ است...!

نظر بدهید.

دوشنبه 1388/03/18 |

 
 

... ای دوست

امروز وقتی امتحان را دادیم و رفتیم که یه کم بابچه ها بگردیم مدام تو این فکر بودم که امروز تو وبلاگ چی بذارم به فکرم زد و گفتم بذار از اونا بپرسم. ولی تا فکر اونا اومد تو سرم دیگه لازم به پرسش بود چون موضوع امروز رو پیدا کرده بودم. دوست!! خب حالا هم که موضوعم رو پیدا کردم نمی دونم دریارش چی بگم و می دونم که اگه بگم یه تومار می شه. دوستی مثل عسل شیرینه و مثل زهر مار تلخ. دوستا با هم قهر می کنن . آشتی می کنن . لحظات خوب دارن . لحظات بد دارن و ... . اما به نظر من آدم بدون دوست کامل نیست . تنهائه و ... . البته الان دیگه زمونه عوض شده و مثل قدیم نیست که دوستا باوفا و رفیق باشند. یه ضرب المثل ایرانی میگه : دوستان وفادار بهتر از خورشیدند. دوستا باید دوستای واقعی باشند. و بد دوستشون رو نخوان و حتی از پیشرفت دوستشون خوشحال هم بشن نه این که جلو پیشرفتشم بگیرند. اون که دیگه دوست نیست دشمنه. یه ضرب المثل انگلیسی میگه : دوست آیینه موفقیت دوست است. خب البته افراد هم نباید از دوست انتظارات زیاد داشته باشند .. بله درسته آن ها باید یهترین دوست را برای خود برگزینند ولی بالاخره هر دوستی عیب و نقایصی هم دارد و هیچ کس کامل نیست. یه ضرب المثل یونانی میگه : دوستت را با معایب اخلاقی و نقاط ضعفش دوست بدار. اما اگر می خواهید دوستان خود را بسنجید در مواقع نیاز و احتیاج آن ها را بسنجید. ببینید اگر در موقع نیاز او کاری برای او انجام داده اید آیا او هم در موقع نیاز برای شما کاری انجام می دهد؟ آیا حاضر است برای شما اندکی از وقت خود را صرف کند؟ یه ضرب المثل انگلیسی هست که میگه :  دوست زمان احتیاج دوست حقیقی است. و همچنین یک ضرب المثل آلمانی میگه : دوستی واقعی در زمستان منجمد نمی شود. که یعنی دوستی در شرایط سخت نباید گسسته شود. در هر حال یک دوست خوب یک گنج خوب است و یک دوست بد بدترین دشمن همانطورکه یک ضرب المثل یونانی می گوید : دوست در جهنم هم که باشد،نیکوست. اما بهتره که حواسمون باشه و گول دوستان سوء استفاده جو را نخوریم و حواسمان به کار خودمان باشد. مثل یه ضرب المثل روسی که می گوید : دوستت را دوست بدار ولی مواظب خودت باش.

تا فردایی دیگر و سوژه ای دیگر خداحافظ

یکشنبه 1388/03/17 |

 
 

.. این هم از این

خب این هم از این ...

ایران که ما امید های اندکی در باب رفتن تیم ملیش به جام جهانی داشتیم با تساوی ۰-۰ امروز مقابل کره شمالی اون یه ذره امید ما رو هم ناامید کرد.هرچند که هنوزم امید ما کاملا از بین نرفته ولی به طور قابل توجهی کمرنگ شده.

 امروز هرچند که بازیکنان تیممون با قدرت جنگیدند و به خوبی درخشیدند ولی به تساوی ۰-۰ رضایت دادند. هرچند بازیکنانی از جمله حسینی ‌. نصرتی . کریمی . مهدوی کیا . کعبی و به خصوص مهدی رحمتی یه بازی ستودنی را به نمایش گذاشتن ولی در عوض بازیکنانی مثل هاشمیان و شجاعی امروز روی فرم نبودند که اگر روی فرم بودند شاید نتیجه عوض می شد. همچنین عواملی دیگر چون نبودن بازیکنانی چون خسرو حیدری و جواد نکونام و تشویق جالب تماشاگران کره ای که ما رو غافلگیر و اعصاب بازیکنان رو خورد کرده بود دست به دست هم دادند و این بازی رو به تساوی کشوندند. با این حال عملکرد تیم قطبی واقعا قابل قبول بود.

ما هم نباید بی کار بشینیم و باید از تیممون حمایت کنیم و تو بازی بعدی نشون بدیم که هوادار ایرانی و تیم ایرانی به چی می گن. در هر صورت کار تیم ملی برای صعود به جام مهانی فوق العاده سخت شده ولی من می دونم که غیرت بازیکنان ما اجازه نمی ده که این طوری و در این مرحله حذف بشیم. این هم از این بازی که گذشت ولی باید به فکر بازی های بعدی بود ...

شنبه 1388/03/16 |

 
 

... این چند روز

فکر کنم همه چند وقتیکه زمزمه هایی رو در مورد موضوع این روز ها می شنوید. همونطور که شاید حدس زده باشید می خوام درباره انتخابات بنویسم . وقتی این وبلاگ رو زدم فکر کردم که دیگه دستم بازه ولی دوباره به بن بستی رسیدم که اون سیاسته. وقتی آدم بخواد درباره سیاست صحبت کنه دستاش محکم بستس. به قول یکی از بچه های مدرسه که از یکی از بزرگان در باب نمی دونم چی چی نقل می کرد و می گفت : "سیاست مثل کارخانه سوسیس و کالباسه ..." خب بقیشو یادم نیست ولی از همین قسمتش می شه فهمید چه گندیه!  بخصوص که امسال نامزد ها برای انتخاب شد دست به هر کاری زدند و امسال انتخابات تقریبا خیلی پرشوره. رهبر کشور هم که اخطارات لازم را به نامزد ها کرده اند ولی کو گوش شنوا!!! دوست داشتم بحث رو گسترده تر کنم ولی حیف که ...!! خب..! فکر کنم همه کاندیدا های انتخابات رئیس جمهوری رو بشناسید و دیگه لازم به معرفی نباشه. خلاصه ولی من یه درخواست دارم. لطفا رای بدهید. برنامه های تلویزیون و رادیو را دنبال کنید و به حرف کاندیدا ها گوش بدهید. اگر از هیچ کدام خوشتان نیومد حداقل بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کنید. دیگر در این باب چیزی به ذهنم نمی رسه.

**-- دو نکته --** : نکته اول این که اگر چیزی می خواستید در بخش نظر ها بیان کنید و دو این که این وبلاگ هر روز آپ می شود.

جمعه 1388/03/15 |

 
 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برای اولین بار که وقتی یه وبلاگ زدم نمی دونم توش می خوام چی بزنم. نمی دونم چرا این عنوان رو واسه وبلاگ در نظر گرفتم. نمی دونم واسه چی وبلاگ زدم . نمی دونم اصلا چی شد که شروع شد ولی شد. شاید به یه جایی نیاز داشتم که هر چی می خوام بگم. موقعی که حالم خوبه جوک بگم و موقعی که بده درد دل کنم. شاید ایندفعه وبلاگ رو با هدف خاصی نزدم تا محدودیت نداشته باشم. هرچی بخوام بگم و دستام بسته نباشه. آره ... حتما الان می گین که اینم از اون وبلاگایی که یکی میاد و هر چی چرت و پرت دلش می خواد بنویسه و دل ما رو خون کنه ولی خوب ... من می گم که اینطور نیست. من صد دفعه وبلاگ زدم یه دفعه با موضوع طنز یه دفعه غمگین البته شاید غمگین واژه خوبی نباشه یه دفعه هم وبلاگ از شیر مرغ تا جون آدمیزاد ولی خب بازم دستم بسته بود. فکر کنین می خواستم یه چیزی تعریف کنم اونوقت می تونستم توی وبلاگ از شیر مرغ تا جون آدمیزاد بگم یا مثلا می خواستم یه بازی واسه دانلود بزارم اونقوت می تونستم تو وبلاگ درد دلم بزارم؟؟؟ خب قطعا نه. ولی ایندفعه نه . فکر کنم حالا که داریم جلوتر می ریم خودم هم داره برام توجیح می شه که چرا این وبلاگ رو زدم . چرا این عنوان رو براش در نظر گرفتم . خب قطعا زندگی ما تشکیل شده از دو بخش یا بهتره بگم سه بخش. خنده . گریه و بی تفاوتی که البته بی تفاوتی مرز بین خنده و گریه است. و صد در صد شما هر مطلبی رو که می بینید یا می خونید و می خندید یا می خونید و ناراحت می شید یا اصلا بی تفاوت از کنارش می گذرید. خب حالا فکر کنم دیگه می تونم هر مطلبی خواستم تو این وبلاگ بزنم اعم از هر چیز . دیگه چیزی ندارم که بگم ولی هنوز دوست دارم که به نوشتن ادامه بدم ولی دیگه مطئنم که اگه از این جلوتر برم مطالبم چرت و پرت و یه مشت خضعبلات بیش نیست. پس دیگه خستتون نمی کنم. و نمی خوام در آخر این واژه کلیشه ای نظر بدید رو بگم ژس می گم...

خداحافظ.

پنجشنبه 1388/03/14 |

 
 

من سپهر سماواتی هستم نویسنده وبلاگ اگه می خواین در موردم بیشتر بدونین به پروفایلم برید. این هم سایت گریه و خنده. اگه می خواین در موردش بیشتر بدونین به هدف وبلاگ بروید.
sepehr_samavati_74@yahoo.com

 

موضوعات
روزمره ( دستنوشته های خودم )
هدف وبلاگ
سیاسی
طنز
ورزش
اجتماعی
معرفی
چند مطلب در یک مطلب
غیره

 

پیوندهای روزانه
تنهایی
منزوی
مروارید
دفتر انشا
شکلات
HIV
دختران فارغ از عشق
طلوع عشق
ایام
روزانه ها

 

مطالب اخیر
با عرض معذرت
مبارکه , ادامه ...
بعضیا چی فکر می کنن؟؟؟؟
یه توضیح کوتاه , ایران , گریه , کنکور
فیلم در ایران = تکرار
تابستون !!!!!!!!!
دوست؟؟ دشمن ؟؟
شرمنده " خداحافظ " معرفی
عذرخواهی " شادی " دوباره؟
نقطه سر خط.